بلاگ

  • چند خطای تحلیلی ما اصلاح شد؟

    یادتان هست چند کتاب و یادداشت و تحلیل درباره سبک توسعه امارات و عربستان و قطر در منطقه تولید میشد؟ این خلاصه خروجی امنیت و اقتصاد عاریتی بود. هر دواش در پای وابستگی سیاسی نفله میشود.

    یادتان هست بعد از شوی تبلیغاتی صلح بزرگ که ترامپ برای اسراییل برگزار میکرد چند نفر تحلیل کردند محور مقاومت شکست خورد؟ حالا حلقه آتش حول اسراییل را ببینند.

    یادتان هست بعد از شهادت سید حسن و سید هاشم چند نفر به اسم واقع گرایی دم از ضعف حزب الله میزدند؟ حالا اخبار فتوحات خیره کننده حزب الله را دنبال کنند.

    یادتان هست چند نفر گفتند مقاومت در سوریه مرد و نابود شد،حالا ببینند و بشمارند موشکهایی که از سوریه به جولان اشغالی اصابت میکند

    یادتان هست برخی باور نمیکردند عراق آمریکایی نمیشود بلکه با مقاومت ایران خواهد بود، حالا به جز تحولات سیاسی به نفع مقاومت،فرار ناتو و آمریکا و تلفاتشان و ورود حشد الشعبی و ضربه به اردن و غیره را مشاهده کنند.

    یادتان هست چند نفر دم از کریدورهای اقتصادی منطقه ای و فرامنطقه ای به نفع آمریکا و شکست ایران میزدند؟حالا داستان تنگه هرمز و باب المندب را به دقت دنبال کنند

    یادتان هست چند بار سردارهای ما گفتند وقتش برسد میبینید که ما آماده جنگیم ،خیال نکنید سردارهای ما مهیای جنگ نیستند یا برایش محاسبه نکرده اند. عجله نکنید، ما بیشتر از شما عقل و شجاعتش را داریم،صبر کنید،حالا ببینند همه چیز گام به گام طبق نقشه پیش میرفت

    یادتان هست رهبری شهید مظلوم در جلسه با پاسداران گفت به قله نزدیکیم. خیلی ها باور نکردند، جدی نگرفتند، مسخره کردند، نفهمیدند چرا به پاسدارهایش چنین گفت. چند سال پیش از این . حالا صحنه را ببینتد. به قله نزدیکیم یا نه؟

    یادتان هست بعد از جنگ دوازده روزه و توقف آن که با سیلی نهایی ایران تمام شد، چند نفر خوددانا پندار ایده دادند که ایران خطای نظامی کرد؟ حالا فهمیدند آن چند ماه توقف جنگ چه رشد و توان نظامی امنیتی برای ایران ایجاد کرد. برخی رسانه دارهایشان به اشتباه خود اذعان کردند، اما آنهمه بی اعتمادی که درست کردند با عذرخواهی حل میشود؟

    یادتان هست چند نفر معتقد بودند مدیران ما و نزدیکانشان و آقا زاده هایشان اکثرا فاسد و دزدند و آنها در امانند و مردم کشته میشوند نه آنها؟ آنها فرار میکنند. پای کار نیستند. حالا تماشا کنند چطور همه مسوولین از چپ و راست پای کارند، هر کدام شهید میشوند با خانواده اش شهید میشود، آقا زاده ها کنار پدرانشان شهید میشوند، خبرگان زیر موشک باران جلسه میگیرند که قانون عینا اجرا شود. هر کس شهید میشود دیگری با اینکه میداند ترور میشود میآید جای او را میگیرد، یک نفر فرار نکرد. بدون رهبر حتی، جنگ را اداره کردند. این نظام اسلامی است و این اکثریت مدیرانش.

    یادتان هست چند نفر دو قطبی های وارداتی را دامن زدند و باور کردند، چند نفر گفتند جوانان ما از دست رفتند، چند نفر به سخنان حاج قاسم و رهبری و سردار همدانی و سلامی که میگفتند اینها که گول دشمن را خوردند فرزندان ما هستند با همینها به مقابله با دشمن میآییم را جدی نگرفتند، حالا خوب خیابانها را نگاه کنند.

    یادتان هست چه کسانی از قدرت و هیبت آمریکا و اسراییل میترسیدند و میگفتند نمیتوانیم زبونشان کنیم. با یک بمب بیچاره میشویم. زودتر تسلیم شویم. پارادایم عوض کنیم. نمیدانستند قدرت به اراده است نه به ابزار.

    میگویند ابراهیم ع یک بت را نشکست تا با او ذهنیت بت زده را بشکند، شکستن بت در ذهنها مهم تر از شکستن بت سنگی است. مشغول شکستن اصلی ترین بت هستیم.

  • جنگ شناختی و هشدار درباره «هدیه به ترامپ»

    دکتر حمیدرضا مقدم‌فر کارشناس مسائل راهبردی در یادداشتی نوشت:

    جنگ تحمیلی آمریکایی ـ صهیونی علیه ایران را از نظر زمانی می‌توان به چند فصل تقسیم‌بندی کرد؛
    فصل اوّل ـ جنگ 12روزه؛ فصل دوم ـ جنگ سرد مستمر هشت‌ماهه بعد از توقف آتش در تیر 1404؛ فصل سوم ـ کودتای 18 و 19 دی؛ فصل چهارم ـ آغاز جنگ رمضان و فصل پنجم ـ آغاز حمله به زیرساخت‌های سیاسی و اجتماعی در ایران توسط ترامپ از روز 24م جنگ رمضان (3 فروردین)، یعنی همان روزی که ترامپ مدعی شد که افرادی در ایران در حال مذاکره با او هستند.

    ترامپ روز 24 جنگ و در شرایطی که به ساعت‌های پایانی تهدیدش برای حمله به نیروگاه‌های برق ایران نزدیک می‌شد، در پی تهدید ایران به پاسخ پشیمان‌کننده، رسماً از این تهدید عقب‌نشینی کرد، اما این شکست بزرگش در تهدید نظامی را تلاش کرد با یک طراحی در حوزه جنگ شناختی جبران کند، بدین شکل که اعلام کرد مذاکرات پنهانی با برخی افراد در ایران در جریان است و به همین دلیل از حمله به نیروگاه خودداری می‌کند.

    ادعای ترامپ درباره مذاکرات پنهان یک دروغ کامل بود؛ حتی رسانه‌ها و بسیاری از شخصیت‌ها در خود آمریکا نیز آن را به‌سخره گرفتند و گفتند که ترامپ با خودش مذاکره می‌کند! با این حال ارسال پیام‌ها از ناحیه آمریکا به ایران از طریق واسطه‌ها درست بود. اصل و متن این پیام‌ها یک معنای روشن داشت که باید در مرکز توجهات قرار گیرد؛ ترامپ در کارزار نظامی به‌وضوح شکست خورده و به‌دنبال «گریز شناختی از شکست در کارزار نظامی» است!

    جنگ رمضان، ابعاد مختلفی دارد، این جنگ فقط نظامی نیست، بلکه ابعاد اقتصادی ـ راهبردی و سیاسی ـ اجتماعی را نیز قطعاً باید به آن افزود. اگر اندیشکده‌ها و رسانه‌های غربی و منطقه‌ای را دیده باشید حتماً یقین پیدا می‌کنید که ترامپ و نتانیاهو در جنگ نظامی ناکام مانده‌اند و در بعد اقتصادی ـ راهبردی نیز حتماً شکست خورده‌اند، این شعار ما نیست؛ اقرار خودشان است. الأن غیر از کاخ سفید و کابینه امنیتی اسرائیل، در هیچ جای دیگری سخن از پیروزی آمریکا و اسرائیل نیست، با این حال آمریکا و اسرائیل می‌خواهند در فاز نهایی از طریق جنگ شناختی ناکامی خود را جبران کنند.

    حمله به «اتحاد مقدس اجتماعی» و «انسجام سیاسی» مهمترین هدف آمریکا و اسرائیل از راه‌اندازی جنگ شناختی است. آنها امیدوارند با این حمله به زیرساخت سیاسی ـ اجتماعی، بنیان پیروزی‌های نظامی و راهبردی ایران را مختل کنند.

    گزاره‌ای که ترامپ پیش کشید، یعنی احتمال دستیابی به توافق سیاسی، اگرچه با دروغ‌های بزرگی همراه بود،‌ اما قطعاً باید آن را نشانه‌ای از شکست نظامی آمریکا ـ اسرائیل قلمداد کرد، صورت‌بندی این مسئله به‌عنوان «خیانت مسئولان ایرانی» قطعاً همان هدیه‌ای است که ترامپ از آن صحبت کرد. ادعای ترامپ درباره هدیه مسئولان ایرانی تا این‌جا قطعاً دروغ است! اما اگر کسی در فضای کنونی،‌ خیانت مسئولان را ترویج کند قطعاً به ترامپ هدیه داده است.

    تولید تردید در هسته سخت گسترده نظام، از طریق ابراز نگرانی‌های عجیب و غریب و بی‌مبنا درباره احتمال خیانت برخی مسئولان سیاسی به دستاوردهای نظامی، هدیه به ترامپ است! همگان یقین داشته باشند که میدان و سیاست تا این لحظه با یکدیگر هماهنگ بوده‌اند و همین امر یکی از دلایل شکست تاریخی آمریکایی ـ صهیونی است.

    جنگ اگر همین الآن نیز تمام شود پیروزی ایران محرز است و دوست و دشمن به آن معترفند، البته قطعاً شکست طی روزهای آینده برای آمریکا و اسرائیل سنگین‌تر هم خواهد شد. یک وجه بسیار مهم در شکل‌گیری ذهنیت‌ها درباره جنگ، ارائه چارچوب تفسیری است که بر مبنای آن افکار عمومی نتیجه را قضاوت می‌کند، تقریباً همگان اذعان دارند که آمریکا و اسرائیل به هیچ یک از اهدافشان نرسیده‌اند و در عین حال ایران وضعیت متفاوتی را برای دنیا رقم زده است. تعیین شاخص‌های فضایی برای محک پیروزی ایران توسط برخی چهره‌ها که نه دستی در میدان دارند و شناخت دقیقی از سیاست ـ که حاصل آن تولید فضای دوقطبی در جامعهٔ متحد و پیروز است ـ هدیه به ترامپ است!

    برخی از این چهره‌ها متأسفانه گویا می‌خواهند فضا را برای اعلام پیروزی ترامپ فراهم کنند، و به همین دلیل عنوان می‌کنند؛ “اگر چنین و چنان شود دشمن را شکست داده‌ایم وگرنه یا خیانت شده است یا شکست خورده‌ایم”! این سخنان همان چیزی است که ترامپ به‌دنبالش می‌گردد، همه باید بیشتر مراقب باشیم.

  • چرا همه به واشنگتن نه می‌گویند؟

    رئیس جمهور آمریکا در شرایطی قرار گرفته که به هر کس در قبال ایران یا محور مقاومت رو می‌زند، از جانب طرف مقابل پاسخ نه می‌شنود.

    دونالد ترامپ رییس‌جمهور آمریکا از وضعیت غرور کاذب خود خارج شده و حالا برای کمک از کشورهای مختلف درخواست می‌کند. ترامپ درباره عدم مساعدت ناتو به آمریکا گفته است: «ما در مورد اوکراین کمک کردیم، اما آن‌ها در موضوع ایران کمکی نمی‌کنند.»ترامپ در واکنش به پاسخ منفی جهان برای کمک به آمریکا علیه کشورمان گفت: «هیچ کدام تان را نمی‌خواهم. همین‌طور به کمک ژاپن، استرالیا یا کره جنوبی، ما به کمک هیچ کسی نیاز نداریم.»

    رویترز در گزارشی اعلام کرده که آمریکا از سوریه خواسته است تا اعزام نیرو به شرق لبنان را برای کمک به خلع سلاح حزب‌الله در نظر بگیرد، اما دمشق نیز به دلیل ترس از گرفتار شدن در جنگ و تشدید تنش‌های فرقه‌ای، تمایلی به انجام چنین مأموریتی ندارد.

    پیشتر ترامپ از تجزیه‌طلبان کرد در عراق خواسته بود به سمت مرزهای ایران حرکت کنند اما این گروهک‌های تروریستی از این کار امتناع کردند. تحلیلگر بی بی سی فارسی علت اجتناب تجزیه طلبان با وجود فشار آمریکا را واهمه از برخورد ایران دانسته و عنوان کرده بود این گروهک‌ها نمی‌خواهند گوشت قربانی سیاست‌های واشنگتن علیه تهران شوند. در همه این موارد علت پاسخ منفی به ترامپ یک موضوع مهم است، واهمه از توان نظامی و میزان غافلگیری از پاسخگویی ایران. البته اگر آمریکا در این حیطه خود دچار ضعف محرز نبود چنین درخواست‌هایی را طرف‌های مختلف نمی‌کرد.

    آمریکا از گروه‌ها و کشورهای مختلف درباره ایران درخواست کرده است و طرف هم‌پیمانانی نبوده که شامل این درخواست نباشد اما همه این کشورها نمی‌خواهند شریک شکست آمریکا در این جنگ شوند. جنگی که رژیم صهیونیستی آن را به دامن ترامپ انداخت و حالا کشورهای عربی در آتش این جنگ به سبب میدان دادن به آمریکا و ایجاد پایگاه ضدایرانی می‌سوزاند.

  • افزایش سرعت فروپاشی امپراطوری آمریکا با جنگ علیه ایران

    تحلیل منتشرشده در پایگاه خبری میدل ایست آی هشدار می‌دهد که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران می‌تواند روند فرسایش قدرت جهانی ایالات متحده را تسریع کند و حتی به نقطه عطفی در افول امپراتوری آمریکا تبدیل شود.

    بر  اساس این تحلیل، این جنگ از چند جهت با درگیری‌های پیشین آمریکا در خاورمیانه تفاوت دارد. در بسیاری از جنگ‌های گذشته، آمریکا با گروه‌های پراکنده یا نیروهای نامنظم روبه‌رو بود، اما در این بحران، برای نخستین بار با یک قدرت دولتی دارای ساختار نظامی منسجم مواجه شده که توانایی ادامه جنگ، بازسازی و حفظ ظرفیت‌های نظامی خود را دارد.

    در این چارچوب، ایران عملاً نه فقط با اسرائیل بلکه با کل ساختار قدرت آمریکا در منطقه روبه‌رو شده است؛ ساختاری که شامل حمایت سیاسی، تأمین نظامی و تضمین برتری راهبردی اسرائیل در خاورمیانه است. در چنین شرایطی، هدف قرار گرفتن دارایی‌های آمریکا و زیرساخت‌های حیاتی در منطقه خلیج فارس می‌تواند پیامدهایی فراتر از یک جنگ منطقه‌ای داشته باشد و حتی بر نظم جهانی تأثیر بگذارد.

    این تحلیل همچنین بر راهبرد نامتقارن ایران تأکید می‌کند؛ راهبردی که بر نقاط حساس اقتصاد جهانی تمرکز دارد. جریان انرژی خلیج فارس و مسیرهای حیاتی دریایی از جمله اهدافی هستند که می‌توانند بر پایه‌های اقتصاد جهانی و نظم مالی تحت رهبری آمریکا فشار وارد کنند. هرگونه اختلال در این مسیرها می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای بازارهای جهانی و ثبات اقتصادی بین‌المللی داشته باشد.

    به باور نویسنده، تاریخ نشان داده است که قدرت نظامی به‌تنهایی برای حفظ سلطه جهانی کافی نیست. اگر قدرت نظامی با مشروعیت سیاسی همراه نباشد و استفاده از زور به‌طور بی‌مهار ادامه یابد، نه تنها مانع افول قدرت نمی‌شود بلکه آن را تسریع می‌کند. از این منظر، جنگ با ایران ممکن است برای آمریکا نقشی شبیه بحران سوئز برای بریتانیا داشته باشد؛ بحرانی که در دهه 1950 ضعف واقعی امپراتوری بریتانیا را آشکار کرد و آغاز افول آن را به نمایش گذاشت.

    در پایان این تحلیل آمده است که امپراتوری‌ها معمولاً زمانی سقوط می‌کنند که قدرت خود را بیش از حد واقعی ارزیابی کرده و گرفتار غرور و اعتماد بیش از اندازه شوند. از نگاه نویسنده، درگیری با ایران ممکن است همان نقطه‌ای باشد که محدودیت‌های واقعی قدرت آمریکا را آشکار می‌کند و روند افول آن را سرعت می‌بخشد.

  • جهان در شوک اقتصادی ناشی از حماقت ترامپ

    با سپری شدن 9 روز از حمله مشترک رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران و همراهی ترامپ با سیاست‌های توسعه‌طلبانه نتانیاهو، بازارهای جهانی در نتیجه واکنش وسیع و غیرمنتظره ایران به این تجاوز در بهت و حیرت فرورفته‌اند. بسیاری از ناظران اقتصادی با اشاره به گستره غافلگیرکننده واکنش ایران در سطح منطقه‌ای در هدف قرار دادن پایگاه‌های نظامی آمریکا در کشورهای خلیج فارس و همچنین ضربات مهلک موشکی و پهپادی ایران به عمق سرزمین‌های اشغالی از خطای محاسباتی ترامپ در پی‌ریزی این جنگ سخن می‌گویند.

     بازارهای سهام در شوک 

    همزمان با حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی و پاسخ‌های قاطعانه ایران، بازارهای اقتصادی دنیا در شوک فرورفته است. در همین راستا بازار سهام آمریکا حدود یک تریلیون دلار کاهش ارزش داشته و شاخص بورس دبی بعد از دو روز تعطیلی با حدود 5 درصد کاهش نزدیک به 12 میلیارد دلار -فقط در یک روز- افت کرده است.

    بورس های متحانین آمریکا در شرق آسیا نیز از این ریزش‌ها در امان نبوده‌اند؛ به گونه‌ای که شاخص بورس کره جنوبی در 3 روز 20 درصدبه ارزش 500 میلیارد دلار و بورس ژاپن نیز 8 درصد به ارزش 650 میلیارد دلار ریزش داشته است. ریزش 12 درصدی بورس کره جنوبی فقط در یک روز از سال 2008 تا کنون بی‌سابقه بوده است.لازم به ذکر است حتی بورس‌های کشورهایی همچون هند، اندونزی، هنگ کنگ و استرالیا نیز در پی این جنگ سقوط کرده است.

    فارین پالیسی:افزایش قیمت نفت در پی گسترش جنگ آمریکا علیه ایران و اختلال در تنگه هرمز

    افزایش قیمت نفت در پی گسترش جنگ آمریکا علیه ایران و هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های انرژی در منطقه، بازارهای جهانی انرژی با افزایش قابل توجه قیمت نفت و گاز روبرو شده‌اند. در حالی که با کاهش شدید تردد نفت کش‌ها در تنگه هرمز نگرانی ها درباره اختلال در عرضه جهانی انرژی افزایش یافته است.

    قیمت نفت در هفته نخست جنگ به بیش از 84 دلار رسیده است. برخی تحلیگران معتقدند با ادامه جنگ و رسیدن نفت به بشکه‌ای 100 دلار، جهان با رکود اقتصادی مواجه خواهد شد. در نتیجه افزایش قیمت نفت قیمت بنزین در ایالات متحده هر روز در حال افزایش است و تاکنون به حدود 5 دلار برای هر گالن در ایالت کالیفرنیا رسیده است. این افزایش‌های پیاپی نگرانی را درمیان مصرف کنندگان ایجاد کرده است. قیمت بنزین در ترکیه از زمان آغاز جنگ از 3.5 لیر حدودا 4 برابر شده و به رقم باور نکردنی 12.3 لیر رسیده است.

    دولت قطر نیز با اعلام وضعیت اضطراری تولید گاز خود را متوقف کرد. شرکت قطر انرژی هم اعلام کرد که محصولاتی نظیر اوره پلیمر متانول را متوقف خواهد کرد. افزایش قیمت محصولات پتروشیمی در بازار های بین‌المللی با این اعلام دور از انتظار نخواهد بود.

    از سوی دیگر یکی از مقامات عراقی به الجزیره اظهار کرد قیمت خطوط حمل و نقل دریایی به عراق به دلیل افزایش هزینه بیمه حدود 60 درصد افزایش یافته است.

    بندر ینبع عربستان نیز مانند دیگر کشورهای منطقه از افزایش شدید قیمت‌های حمل و نقل در امان نمانده است. رویترز به نقل از معامله‌گران این منطقه طی خبری اعلام کرد که هزینه‌های حمل و نقل در این بندر با 100 درصد افزایش به 28 میلیون دلار برای هر نفتکش رسیده است.

    همچنین الجزیره طی خبری اعلام کرد صادرات نفت از اقلیم کردستان عراق از طریق بندر جیهان متوقف شده است.

    روزنامه وال استریت ژورنال نیز گزارش کرده است که شرکت ها تخلیه و خروج کارمندان خود از خاورمیانه را آغاز کرده‌اند.

    وحشت در اروپا و پیشنهاد صربستان مبنی بر واسطه‌گری چین

    «الکساندر ووجیچ»، رییس‌جمهور صربستان طی سخنانی اظهار داشت: اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، همه ما در اروپا عملا جهنم را تجربه خواهیم کرد. باز شدن تنگه هرمز برای مردم اهمیت حیاتی دارد. به همین دلیل مهم است که چین به عنوان دوست واقعی ایران بر باز شدن تنگه هرمز از سوی ایران اصرار کند، زیرا بدون آن، قیمت نفت همه ما را نابود خواهد کرد.

    صندوق بین‌المللی پول با هشدار نسبت به عواقب وضعیت کنونی اعلام کرد که تشدید درگیری‌ها در خلیج فارس عدم قطعیت‌های جدیدی برای اقتصاد جهانی ایجاد کرده است. اختلال طولانی مدت در بازارهای انرژی به ویژه بسته شدن احتمالی تنگه هرمز می‌تواند عواقب اقتصادی جدی برای کشورهای وابسته به صادرات نفت داشته باشد.

    هزینه های وحشتناک جنگ برای متجاوزان

    فارغ از تورم تحمیل شده بر اقتصاد کشورهای دنیا،هزینه‌های وحشتناک این جنگ برای آمریکا و رژیم اشغالگر هر روز فشار بیشتری به آن ها وارد می‌کند.گفته می‌شود ایران – به جز تولید روزانه- هم اکنون ده‌ها هزار پهپاد شاهد 136 در اختیار دارد. پهپادی که به کابوسی برای نیروهای آمریکایی و اسراییلی تبدیل شده و عملا کاری از آن‌هابرای مقابله با این پهپاد بر نمی‌آید.

    منابع مختلف رسانه‌ای اشاره می‌کنند که هر پهپاد شاهد کمتر از 50 هزار دلار هزینه دارد، در حالی که موشک‌ها و سامانه‌های پدافندی که برای سرنگونی این پهپاد استفاده می‌شوند-حتی در صورت موفقیت- هزینه‌های چند میلیون دلاری روی دست متجاوزان خواهد گذاشت. برآوردها حاکی از هزینه وحشتناک 1میلیارد دلاری هر روز جنگ برای آمریکا حکایت دارد. این تخمین هزینه‌های غیر مستقیم (بازسازی نیروهای نظامی،مراقبت‌های پزشکی و…) را شامل نمی‌شود.

    خبرگزاری رویترز به نقل از یک منبع اعلام کرده است که پنتاگون در حال تهیه درخواست بودجه‌ای اضافی به ارزش 50 میلیارد دلار برای جبران تسلیحات مصرف شده در جنگ با ایران است. برای مقایسه کافی است بدانیم کل بودجه نظامی کشورهای صنعتی مانند ژاپن (53میلیارد دلار) و کره جنوبی (44میلیارد دلار) است. بدیهی است با وجود چنین هزینه‌های سنگینی دولت آمریکا مدت زمان زیادی قادر به ادامه جنگ نخواهد بود.

    در نهایت باید گفت آمریکا و متحدانش هیچگاه تصور نمی‌کردند تجاوز به خاک ایران چنین هزینه‌های سنگینی بر اقتصاد دنیا تحمیل کند و جمهوری اسلامی ایران به تنهایی اینگونه مقابل تمام دنیای غرب و زیاده خواهی‌های رئیس جمهور مستکبر آمریکا ایستاده است.

     نویسنده: پوریا لوایی/کارشناس اقتصاد بین الملل 

  • چرا ایران تسلیم نمی‌شود؟

    “استیو ویتکاف در مصاحبه با «فاکس نیوز» از کنجکاوی رئیس‌جمهور کشورش می‌گوید. ترامپ نمی‌فهمد چرا ایرانی‌ها بعد از این همه فشار، با این حجم از قدرت دریایی که در منطقه مستقر کرده، هنوز «تسلیم» نشده‌اند. ویتکاف حتی در انتخاب واژه مردد است: «نمی‌خواهم بگویم ناامید شده، چون گزینه‌های زیادی دارد، اما کنجکاو است که چرا آنها تحت چنین فشاری هنوز تسلیم نشده‌اند.»

    پاسخ این پرسش را باید در لایه‌هایی ژرف‌تر از محاسبات معمول قدرت جست. باید در کتابی جست که چهل سال پیش در مسجدی کوچک در مشهد، از دل سخنرانی‌های سیدعلی خامنه‌ای جوان در ماه رمضان بیرون آمد؛ «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن.»

    یک: ایمانی که ریشه در آگاهی دارد

    ایمان اگر از پدر به ارث رسیده باشد، با نخستین تهدید فرو می‌ریزد. مثل برف بهاری که با کوچک‌ترین گرمایی آب می‌شود. اما ایمان آگاهانه، آن‌که با بصیرت و انتخاب به دست آمده باشد، مثل درختی کهنسال است. هر چه طوفان سخت‌تر، ریشه‌ها در دل خاک عمیق‌تر.

    مردم ایران نزدیک نیم قرن است در طوفانی‌ترین شرایط زیسته‌اند. جنگی را پشت سر گذاشته‌اند که هشت سال طول کشید. تحریم‌هایی را تحمل کرده‌اند که هر روز فلج‌کننده‌تر از دیروز بود. ترورهایی را دیده‌اند که بهترین چهره‌هایشان را از میان برد. و هر بار، محکم‌تر از پیش ایستاده‌اند.

    این ایمان، تقلیدی نبوده که با اولین شبهه فرو بریزد. این ایمان، سرمایه‌ای است که هیچ قدرتی توان مصادره‌اش را ندارد.

    دو: توحید و رهایی از ترس

    روح توحید یعنی فقط یک قدرت را به رسمیت بشناسی. یعنی فقط از یک خدا بترسی. و کسی که از خدا می‌ترسد، از هیچ قدرتی نمی‌ترسد. نه از ترامپ، نه از ناوهای جنگی، نه از تحریم، نه از تهدید.

    ترس، ریشه‌ی تمام بدبختی‌هاست. کسانی که از خدا نمی‌ترسند، از همه چیز می‌ترسند. از فقر، از قدرت، از مرگ، از تنهایی. همین ترس‌هاست که انسان‌ها را به زانو درمی‌آورد.

    اما آن‌که توحید را زیسته باشد، در برابر هیچ قدرت زمینی سر خم نمی‌کند. تجربه چهل و هفت ساله این ملت نشان داده که می‌توان در اوج فشار، تسلیم نشد. می‌توان در برابر ابرقدرت‌ها ایستاد و نه گفت. این منطق توحید است.

    سه: سنتی که تغییر نمی‌کند

    سنت خدا بر این است که حق پیروز شود. ممکن است صد سال طول بکشد، ممکن است هزار سال. اما نهایتاً حق پیروز است. وعده الهی تخلف‌ناپذیر است. مستضعفین وارث زمین خواهند شد.

    این وعده، به مؤمنان امیدی می‌دهد که با محاسبات مادی قابل اندازه‌گیری نیست. دشمن فکر می‌کند با فشار اقتصادی می‌تواند این امید را بکشد. نمی‌داند این امید از جای دیگری می‌آید. از باوری که در طول تاریخ بارها آزموده شده. فرعون‌ها رفته‌اند و موسی‌ها مانده‌اند. نمرودها رفته‌اند و ابراهیم‌ها مانده‌اند.

    مردم ایران این سنت را با چشم خود دیده‌اند. از این رو، مأیوس نمی‌شوند. تسلیم نمی‌شوند. چون می‌دانند صبر و توکل، دو بال پروازی است که آن‌ها را به سرمنزل پیروزی می‌رساند.

    چهار: پیوندی به نام ولایت

    مؤمنین مثل یک ساختمان مستحکم‌اند که هر آجری، آجر دیگر را نگه داشته. اگر یکی را بکشی، بقیه فرو می‌ریزند. اما اگر همه با هم باشند، هیچ چیز نمی‌تواند فرو بریزدشان. این پیوند، اسمش ولایت است.

    ولایت فقط یک رابطه سیاسی نیست. یک رابطه اعتقادی است. مثل دانه‌های تسبیح که با یک نخ به هم وصل شده‌اند. نخ را که بکشی، همه با هم حرکت می‌کنند. نخ را که ببری، همه فرو می‌پاشند.

    مردم ایران با ولی خود چنان پیوند خورده‌اند که گسستنش ممکن نیست. جنگ این پیوند را محکم‌تر کرد. تحریم آن را عمیق‌تر. ترور آن را ناگسستنی‌تر. هر تهدید جدید، تنها بر استحکام این بنا افزوده است.

    ترامپ و مشاورانش محاسباتشان را بر اساس شناخت جامعه‌ای انجام داده‌اند که هیچ‌یک از این چهار عنصر را ندارد. جامعه‌ای که ایمانش آگاهانه نیست، از غیر خدا می‌ترسد، به سنت الهی باور ندارد و پیوند ولایت را تجربه نکرده است.

    این محاسبات، هرگز برای ایران جواب نخواهد داد. مردم نزدیک نیم قرن است امتحان پس داده‌اند و هنوز هم ایستاده‌اند. فردا هم، اگر تهدیدها بیشتر شود، محکم‌تر خواهند ایستاد. چون ایمانشان ریشه دارد. چون از خدا می‌ترسند و بس. چون به وعده الهی باور دارند. چون با ولی خود پیوند خورده‌اند.

    اتاق‌های فکر «واشنگتن» این‌ها را هیچ‌گاه نخواهند فهمید.”
    یادداشت از یاسین بیگی

  • آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای رهبر ایران شد

    مجلس خبرگان رهبری، با اکثریت قاطع آرا، آیت‌الله حاج سیدمجتبی خامنه‌ای را به‌عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی ایران معرفی کرد.

    متن کامل بیانیه مجلس خبرگان رهبری

    بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

    ملت شریف و آزاده ایران اسلامی سلام و درود خداوند بر شما باد. مجلس خبرگان رهبری، ضمن عرض تسلیت شهادت قائد عظیم‌الشأن حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای (قدّس اللّه نفسه الزّکیّه) سایر شهدای گرانقدر به‌ویژه فرماندهان والامقام و جان‌برکف نیروهای مسلح و دانش‌آموزان مدرسه شجره طیّبه شهرستان میناب و محکوم نمودن تجاوز وحشیانه آمریکای جنایتکار و رژیم خبیث صهیونیستی به استحضار می‌رساند این مجلس بلافاصله پس از انتشار خبر شهادت و عروج ملکوتی رهبر فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی علی‌رغم شرایط حاد جنگی و تهدیدات مستقیم دشمنان علیه این نهاد مردمی و بمباران دفاتر دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری که به شهادت چند تن از کارکنان و تیم حراست این مجموعه منجر شد، لحظه‌ای در فرآیند انتخاب و معرفی رهبری نظام اسلامی درنگ ننموده و حسب وظایف مندرج در قانون اساسی و آیین‌نامه داخلی مجلس خبرگان، تدابیر و تمهیدات لازم جهت برگزاری اجلاس فوق‌العاده و معرفی رهبر جدید را در دستور کار خود قرار داد و لذا برنامه‌ریزی‌های مناسب و هماهنگی‌های لازم جهت اجتماع نمایندگان محترم این مجلس که در اقصی نقاط کشور حضور دارند انجام گرفت تا علی‌رغم پیش‌بینی‌های هوشمندانه در اصل 111 قانون اساسی برای تشکیل شورای موقت، کشور دچار خلأ رهبری نگردد.

    مجلس خبرگان رهبری با ارج نهادن به جایگاه والای ولایت فقیه در عصر غیبت حضرت ولی‌عصر (عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف) و اهمیت مسئله رهبری در نظام جمهوری اسلامی، 47 سال حکمرانی حکیمانه و مبتنی بر اصل عزت، استقلال و اقتدارِ امامین انقلاب را پاس می‌دارد و ضمن گرامیداشت یاد آن رهبران الهی و مردمی اعلام می‌دارد این مجلس پس از بررسی‌های دقیق و گسترده و استفاده از ظرفیت اصل 108 قانون اساسی، مطابق وظیفه شرعی و اعتقاد به حضور در محضر خداوند متعال، در اجلاسیه فوق‌العاده امروز آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای (حفظه اللّه) را بر اساس رأی قاطع نمایندگان محترم مجلس خبرگان رهبری به‌عنوان سومین رهبر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، تعیین و معرفی می‌نماید.
    در پایان با قدردانی از اعضای شورای موقتِ اصل 111 قانون اساسی، همه ملت شریف ایران به‌ویژه نخبگان و فرهیختگان حوزه و دانشگاه را به بیعت با رهبری و حفظ انسجام، حول محور ولایت، دعوت می‌کند و استمرار لطف و عنایت حضرت باری‌تعالی بر این کشور و مردم بزرگ را از محضر ربوبی‌اش مسئلت می‌نماید.

    والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته
    مجلس خبرگان رهبری
    1404/12/17

  • راهکار آیت‌الله بهجت برای در امان از بمباران

    یکی از نزدیکان مرحوم آیت‌الله العظمی بهجت با نقل خاطره‌ای از ایشان در دهه شصت و روزهای موشک باران شهرها توسط رژیم بعثی راهکاری از این عالم ربانی برای در امان ماندن از بمباران و موشک باران صدام بیان کرد.زمانی که قم از طرف صدام موشک باران می‌شد، خیلی‌ها رفته بودند و متفرق شده بودند. اما حضرت آیت‌الله بهجت قدس‌سره در قم حضور داشتند و حاضر به ترک قم نشدند.

    یک روز در حین تدریس معظم‌له، قم موشک باران شد، ولی معظم‌له در همان حال با حفظ آرامش برای شاگردان باقی‌مانده، فرمودند این ذکر را تکرار کنید:«لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلَّا بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ، لَامَلْجَأَ وَ لَامَنْجٰا مِنَ اللهِ إلَّا إلَیْهِ» یعنی هیچ مانعی و هیچ نیرویی نیست مگر با خدای بلند مرتبه بزرگ، هیچ پناهی و هیچ نجاتگاهی از خدا نیست مگر به‌سوی خدا.ایشان البته به خانواده هم مداومت در این ذکر را سفارش و توصیه می‌فرمودند.

    منبع: کتاب بهجت الدعاء

  • چرا جنگ منطقه‌ای شد؟

    در روزهای اخیر یکی از پرسش‌های پرتکرار در تحلیل‌های رسانه‌ای این بوده است که چرا ایران گزینه «گسترش جنگ در سطح منطقه» را روی میز قرار داده است. برخی تلاش می‌کنند چنین القا کنند که جمهوری اسلامی ایران در حال منطقه‌ای کردن جنگ است؛ اما واقعیت میدان و منطق راهبردی این نبرد نشان می‌دهد که چنین تحلیلی نه دقیق است و نه منطبق با واقعیت‌های ژئوپلیتیک منطقه.واقعیت این است که ایران آغازگر منطقه‌ای شدن جنگ نبوده است. این جنگ زمانی ماهیت منطقه‌ای پیدا کرد که طی دهه‌های گذشته بخش قابل توجهی از کشورهای منطقه اجازه دادند خاک، آسمان و زیرساخت‌های خود به محل استقرار نیروها و پایگاه‌های نظامی ایالات متحده تبدیل شود. پایگاه‌های نظامی آمریکا در خلیج فارس، عراق، سوریه و دیگر نقاط منطقه سال‌هاست بخشی از آرایش نظامی واشنگتن علیه جمهوری اسلامی ایران بوده‌اند.در چنین شرایطی انتظار اینکه ایران در زمان جنگ، تنها به دلیل رعایت حسن همجواری اجازه دهد آمریکا از پایگاه‌ها، آسمان و زیرساخت‌های کشورهای منطقه برای حمله به ایران استفاده کند و در مقابل هیچ پاسخی دریافت نشود، انتظاری غیرواقعی و اساساً غیرمنطقی است. در منطق جنگ، هر نقطه‌ای که به سکوی عملیات دشمن تبدیل شود، بخشی از میدان نبرد محسوب می‌شود و جزو اهداف مشروع تلقی می‌شود.

    نکته مهم دیگر اینکه این وضعیت برای کشورهای منطقه موضوعی کاملاً قابل پیش‌بینی بود. جمهوری اسلامی ایران طی سال‌های گذشته بارها و به‌صورت رسمی اعلام کرده بود که اگر آمریکا از پایگاه‌های منطقه برای حمله به ایران استفاده کند، تمام منافع و پایگاه‌های آمریکایی در منطقه به‌عنوان اهداف مشروع پاسخ ایران تلقی خواهند شد. بنابراین آنچه امروز در میدان در حال رخ دادن است کاملاً قابل پیش بینی بود و حتی امام شهید انقلاب هم در آخرین سخنرانی خود به صراحت نسبت به این موضوع به همه کشورها و طرف مقابل هشدار لازم را داده بودند.از سوی دیگر باید به یک واقعیت مهم در معادلات امنیتی غرب آسیا توجه کرد: امنیت منطقه به‌شدت به امنیت ایران گره خورده است. ایران یکی از بزرگ‌ترین و باثبات‌ترین بازیگران منطقه است و هرگونه ناامنی در ایران به‌طور طبیعی اثر دومینویی بر محیط پیرامونی خواهد داشت. به بیان دیگر، اگر ایران ناامن شود، هیچ نقطه‌ای از منطقه نمی‌تواند خود را در حاشیه این ناامنی تصور کند. همین واقعیت نشان می‌دهد که امنیت پایدار در غرب آسیا بدون در نظر گرفتن امنیت ایران اساساً امکان‌پذیر نیست و این توهمات برخی سردمداران و حکام منطقه مبنی بر ناامنی در ایران و امنیت در کشورهای آن‌ها اساساً غلط است و نیاز است تا با محاسبه مجدد بر اساس عقلانیت به دنبال ثبات در کل منطقه و به ویژه در ایران توسط همگان باشند.

    در عین حال نباید فراموش کرد که جمهوری اسلامی ایران پیش از آغاز این جنگ تلاش‌های گسترده‌ای برای جلوگیری از وقوع آن انجام داده بود. صبر استراتژیک، خویشتن‌داری در برابر اقدامات تحریک‌آمیز و تلاش‌های دیپلماتیک گسترده و انجام مذاکرات غیر مستقیم با آمریکا بخشی از راهبردهای تهران در مدت اخیر بود. مذاکرات، ابتکارهای منطقه‌ای و پیام‌های بازدارنده همگی در راستای جلوگیری از درگیری مستقیم طراحی شده بودند.اما با این حال، ترکیب خطای محاسباتی در واشنگتن و رفتارهای ماجراجویانه دولت آمریکا در نهایت به شکل‌گیری این درگیری منجر شد. به نظر می‌رسد تصمیم‌گیران آمریکایی تصور می‌کردند که با فشار نظامی و حملات محدود و برق آسا می‌توانند ایران را وادار به عقب‌نشینی کنند. اما مقاومت ایران و پاسخ‌های قاطع نظامی، این محاسبات را به‌سرعت تغییر داه است و اساساً درسی فراموش نشدنی به ایالات متحده و اسرائیل می‌دهد، اینکه هیچ وقت ایران را نباید دست کم بگیرند چرا که باعث می‌شود تا ضربات سخت و کوبنده‌ای را دریافت کنند.شواهد میدانی نیز نشان می‌دهد که این جنگ در عمل محدود به ایران نبوده است. عملیات‌های نظامی اخیر، از موج‌های مختلف حملات موشکی و پهپادی ایران در قالب عملیات «وعده صادق ۴» تا حملات نیروهای مقاومت در جبهه‌های مختلف، نشان داده که میدان نبرد فراتر از یک درگیری دوجانبه تعریف شده است. هدف قرار گرفتن پایگاه‌های آمریکایی در منطقه، فشار حزب‌الله بر مواضع رژیم صهیونیستی در شمال فلسطین اشغالی و حملات به زیرساخت‌های نظامی دشمن، بخشی از این واقعیت میدانی است.

    در چنین شرایطی حتی برخی تحلیلگران غربی نیز اذعان کرده‌اند که ایالات متحده برای جلوگیری از شکست راهبردی خود، تلاش دارد دامنه جنگ را گسترش دهد و بازیگران بیشتری را وارد میدان کند. بین‌المللی کردن جنگ می‌تواند برای واشنگتن و تل‌آویو به معنای تقسیم هزینه‌های شکست باشد. به همین دلیل در برخی سناریوها حتی از عملیات‌های «پرچم دروغین» یا اقدامات خرابکارانه برای کشاندن دیگر بازیگران به میدان سخن گفته می‌شود و برخی اخبار هم موید این موضوع هستند.واقعیت دیگر این است که رژیم صهیونیستی نیز به‌خوبی از پیامدهای ادامه این جنگ آگاه است. اگر آمریکا در این میدان عقب‌نشینی کند، رژیم صهیونیستی عملاً در برابر قدرت منطقه‌ای ایران تنها خواهد ماند؛ وضعیتی که می‌تواند هزینه‌های بسیار سنگینی برای تل‌آویو به همراه داشته باشد. همین نگرانی یکی از دلایل تلاش آمریکا و اسرائیل برای گسترش دامنه جنگ است. در همین راستا جبهه عبری غربی سعی دارد تا پشت سر کشورهای منطقه و اروپایی قرار بگیرد تا ضربات ایران ناگزیر این کشورها را همراه محور عبری غربی کنند. فلذا در این زمینه باید دقت گردد که در این بازی دشمنان نباید بیوفتیم.در نهایت باید گفت این نبرد در ماهیت خود جنگی میان ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی است؛ جنگی که با یک تجاوز نظامی آغاز شد و بدون هیچ مشروعیت حقوقی یا بین‌المللی شکل گرفت. تصور اولیه مهاجمان این بود که ایران قادر به مقاومت نخواهد بود، اما تحولات میدان نشان داده که این تصور با واقعیت فاصله زیادی داشته است و شگفتانه های جمهوری اسلامی هر روز بیشنر از دیروز نمایان می‌شود.

    در چنین شرایطی کشورهای منطقه نیز ناگزیرند یک انتخاب راهبردی انجام دهند. تجربه سال‌های اخیر نشان داده که امنیت واقعی منطقه نه در سایه حضور نظامی آمریکا بلکه در همکاری میان کشورهای منطقه شکل می‌گیرد. از همین رو، آینده منطقه بیش از هر چیز به این بستگی دارد که بازیگران منطقه‌ای در کنار استقلال خود بایستند یا همچنان در چارچوب نظم تحمیلی واشنگتن حرکت کنند. نظم جدید منطقه‌ای که در غرب آسیا شکل می‌گیرد قطعاً نظم ایرانی اسلامی است و بهتر است تا کشورهای منطقه هم با یک انتخاب درست در کنار ایران قرار بگیرند و شریک پیروزی و فتح بزرگ در نظام بین الملل باشند و همچنین یکبار برای همیشه از زیر یوغ استعمار محور عبری غربی نجات پیدا کنند. به ویژه اینکه در این برهه حساس و در مواقع دیگر بار ها دیده‌اند که چگونه محور عبری غربی غیر قابل اعتماد است و آن‌ها را تنها و بی دفاع رها می‌کند.

    منبع