ویروس کرونا همچنان در حال تاخت و تاز در جهان است و شاهد قربانیان بسیاری هستیم. به نظر می‌رسد کرونا در حال تحمیل مناسبات جدیدی در روابط انسانی و کشورهاست و این روزها شاهد تغییرات جدیدی در ارتباطات سیاسی میان کشورها هستیم.

به همین بهانه در نشست تخصصی با موضوع کرونا و ارتباطات سیاسی که به همت گروه ارتباطات دانشکده رسانه خبرگزاری فارس برگزار شد، گفت و گویی با حسن عابدینی قائم مقام خبرگزاری صداوسیما، گفت و گویی داشتیم که در ادامه می آید:

**کرونا تا چه اندازه ای توانست ارتباطات سیاسی را تحت تأثیر قرار دهد و رسانه ها چه نقشی در این میان داشتند؟

– گذاره هایی ارتباطات سیاسی را معنا می کند و هیچ موضوعی نیست که در دنیای امروز خارج از دالان رسانه قابل تحلیل باشد، به همین دلیل واژه ای به نام ارتباطات سیاسی یا «Hyperreality» شکل گرفته است، یعنی چیزی که در دالان رسانه قرار دارد؛ این موضوع برای خود بازیگران این حوزه و زمانی که آن را مشاهده می کنند، بسیار جای تعجب دارد.

برای مثال ما در این جلسه حضور داریم و صحبت هایی را انجام می دهیم، اگر بخشی از این صحبت ها در یک رسانه فراگیری همچون تلویزیون پخش شود، ما با یک دید دیگری این مسأله را مورد تحلیل قرار می دهیم، با وجود آنکه ما جزو کسانی بودیم که بازیگران این صحنه هستیم و نقش آفرین بودیم و یا حتی در جلسه حضور داشتیم، اما وقتی از رسانه منتشر می شود، یک فراواقعیت پیدا می کند؛ بنابراین در دنیا هم همینطور است.

پس از جنگ جهانی دوم، سه موضوع در دنیا اصل بود و کشورهای پیروز در جنگ جهانی دوم، این سه موضوع و  سه محور را در دستور کار خود قرار دادند.

اولین موضوع نظامی گری مبتنی بر بمب اتم، دومین موضوع اقتصاد مبتنی بر بازار آزاد و سومین موضوع فرهنگ مبتنی بر لیبرال دموکراسی بود.

هر سه موضوع در سال های پایانی قرن بیستم اندکی تغییر کرد و سه موضوع جدید از نظر توجه افکار عمومی در اولویت بیشتری قرار گرفت.

مذهب زدایی، یکی از محورهای مورد توجه از نظر افکار عمومی

به دلیل اینکه طی سیصدسال در نظام غرب مذهب زدایی شده بود و حدود هفتاد سال هم در اتحادیه جماهیر شوروی سابق، موضوع دیانت بود، عملا دیانت را کنار زده بودند و عملا شاهد دیانت مبتنی بر ارزش های انسان محور یعنی اومانیسم بودیم که البته نمیخواهم بگویم خدامحور، زیرا آنها حتی در حوزه دین و دیانت، دین تقلبی را عرضه کردند.

موضوع  دوم مربوط به جهانی شدن مبتنی بر توسعه پایدار می شود که در این شرایط که همه چیز گرفتار مسأله ای به نام جهانی شدن یا «Globalization» یا جهانی سازی و یا همین وضعیتی که در دنیا شاهدش هستیم. همچنین موضوع سوم و آخرین موضوع ارتباطات مبتنی بر رسانه های فراگیر بود.

تقریبا اکثریت قریب به اتفاق کارشناسان چه در حوزه ارتباطات و چه در حوزه علم سیاست و روابط بین الملل معتقدند حتی اگر بخواهند  محورهای اولیه(اقتصاد، سیاست، نظامی گری و فرهنگ) را که پس از جنگ جهانی دوم مطرح بود، ترویج کنند، ناچارند از مسیر رسانه پیش بروند و این رسانه است که یک رزمایش کوچک را در مکانی که افکار عمومی نمی بینند، آن را به گونه ای در رسانه ها بازتاب دهند که همه تعجب کنند و بسیاری از موضوعات اینچنینی که رسانه می تواند به گونه وقایع و رویدادها را بازتاب دهد که پیامدهای آن از مرزهای ملی فراتر برود.

این نظم اقتصادی که می تواند جوامع را به یک سمت و سویی سوق دهد، چه به سمت مصرف گرایی و چه به سمت پس  انداز و همه این ها پارامترهای اقتصادی است، اما رسانه می تواند نقش تعیین کننده ای در آن داشته باشد.

همچنین یا در حوزه فرهنگ می توان گفت که اگر فرهنگ یا فرهگسازی از منظر رسانه عبور کند، می تواند تأثیر تعیین کننده ای داشته باشد. اگر رسانه این کار را نکند ممکن است ما همچنان شیوه تعامل مان با یکدیگر در جامعه یا به صورت شخصی همچون شیوه رفتاری ۵۰ سال قبل باشد، درحالی که در دنیا مسأله ای مطرح می شود که تحت عنوان شکل گیری دهکده جهانی است.

برای مثال امروز اگر بازیگری در سریالی مدل موهایش آلمانی باشد، این نوع مدل مو به سرعت در همه شهرها اعم از شهرهای بزرگ و کوچک و حتی در روستا ترویج می یابد. همچنین در حوزه معماری هم شاهد این گونه موارد و یکسانی مدل ها هستیم. در دوره ای شاهد خانه های بادگیر در یزد و خانه های شیروانی در شمال بودیم، اما امروزه چنین خانه هایی را کمتر شاهد هستیم و مدل معماری در تمام دنیا یکسان شده است؛ دلیل این اتفاق رسانه بوده و رسانه ها سبب شده اند تا اینچنین شاهد چنین موضوعاتی باشیم.

آن سه محوری که پس از قرن بیستم رواج یافت، وابسته به رسانه هستند. هم اکنون شاهد شیوع ویروس کرونا هستیم، ویروسی که در ووهان چین ایجاد شد. در این میان چنین پرسشی مطرح می شود که چه عاملی سبب شد تا در زمان اندکی همه مردم در سطح دنیا مبتلا شوند و در مقابله با این ویروس یاد گرفتند دست های شان را بشویند و سطوح را ضدعفونی کنند. همه این اتفاقات توسط رسانه ها انجام شد.

همچنین پس از پیروزی انقلاب اسلامی شاهد بودیم که مذهب مسیحیت بسیار ترویج یافت و این دین را مدلی ترویج دادند که همچون دین جعلی بود درحالی که مسیحیت دین جعلی نیست اما مدلی که از این دین را ارائه کردند،  جعلی بود. آنها در دین مسیحیت بسیاری از مسائل را به گونه ای مطرح کردند که اصلا با هویت دینی همخوان نداشت و برخی ها هم مغایر بود. همه این موارد و مثال ها را عنوان کردم تا بگویم که رسانه در قرن بیست و یکم بسیار مهم بود.

** به نظر شما کرونا چه تأثیری بر ارتباطات سیاسی داشت؟

– کرونا همه شئونات اجتماعی اعم از سیاست، اقتصاد، فرهنگ، امنیت، نظامی گری و دیپلماسی را تحت تأثیر قرار داد که البته در برخی از شئونات کمتر و در برخی بیشتر شاهد تأثیرات بودیم. حتی کرونا در سبک زندگی ما هم تأثیر داشت و هیچ کس نمی تواند این موضوع را کتمان کند. همچنین ممکن است برخی از رفتارهایی که در پی کرونا ایجاد شد و به عنوان خرده فرهنگ در زندگی ما قرار گرفت، مدت ها بعد با ماندگاری ویروس کرونا به عنوان فرهنگ اصلی در جامعه ما شکل بگیرد. برای مثال شستن دستان بطور مداوم و یا دست ندادن میان افراد، از جمله رفتارهایی است که اگر مدت های طولانی ادامه داشته باشد، ممکن است حتی پس از کرونا هم به عنوان فرهنگ در جامعه شکل بگیرد؛ بنابراین برخی از مسائل از این منظر قابل تحلیل است.

** رسانه های غربی در چنین شرایطی چه اقداماتی انجام دادند؟

– برخی از رویدادها قابل پیش بینی است و برای آن دستورالعمل یا پیوست رسانه ای نوشته می شود. برای مثال رزمایشی در مقطعی قرار است صورت بگیرد، رسانه ها برای این موضوع از قبل پیوست رسانه ای را می نویسند و در این چارچوب عمل می کنند، یا حتی قرار است فعالیت سیاسی همچون برجام صورت بگیرد، در این شرایط هم رسانه ها در چارچوب پیوست رسانه ای عمل می کنند.

موضوع کرونا به دلیل غیرقابل پیش بینی بودن آن، موضوعی متفاوت از دیگر موضوعات بود، به همین دلیل روش رسانه ای این موضوع به شکل دیگری ظهور و بروز کرد.

چین هراسی، یکی از دستورالعمل های رسانه‌های غربی

ابتدا زمانی که کرونا در چین شیوع پیدا کرد، یکی از دستورالعمل های رسانه های غربی در مواجهه با کرونا این بود که چین هراسی کنند، زیرا در چارچوب امنیت ملی آمریکا، چین یکی از تهدیدکنندگان امنیت ملی آمریکا به شمار می رود؛ بنابراین باید این موضوع را بهانه می کردند و به تحقیر چین می پرداختند.

لذا نحوه مواجه، نوع مدیریت چینی و نحوه قرنطینه کردن در مقابله با کرونا را نقد کردند و حتی این نقدها به گونه ای بود که عنوان می کردند که چین در حال نابودی است و اقتصادش از بین خواهد رفت و حتی چین نمی تواند از پس این موضوع بر بیاید. این موضوع به خودی خود در رسانه ها به ویژه در رسانه های غربی بسیار مورد توجه قرار گرفت.

همچنین بخوانید:  عملیات انتقام خون شهید صیاد

**  اگر این بیماری در کشوری به غیر از چین ایجاد شده بود، آیا از سوی رسانه ها شاهد چنین روندی بودیم؟

مواجهه با کرونا در رسانه های غربی شامل سه مرحله بود. زمانی که ایران و چین کانون شیوع کرونا بودند و زمانی که ایران دچار این بیماری شد، رسانه های غربی مطرح می کردند ایران در مدیریت کرونا ضعیف است و حتی رسانه های وابسته به دربار انگلیس هم این موضوع را بیان می کردند. حتی آن ها می گفتند که ایران دومین قتلگاه کرونا است و زمانی که آقای حریرچی معاون وزیر بهداشت و سخنگو مبتلا به کرونا شد، به علیه ایران پرداختند و مطرح کردند که وقتی مسئولان ایران به کرونا مبتلا شده اند، چگونه می توانند مدیریت بحران داشته باشند.

به نظر می رسد حوزه دیپلماسی به دلیل شرایط و تنوعی که در فناوری های ارتباطی ایجاد شده حتما دستخوش تغییرات می شود و حتی ممکن است تصمیم گرفته شود که در برخی از کشورها، سفارتخانه نداشته باشیم. البته  هم هزینه ها کمتر می شود و هم رفت و آمدها کاهش می یابد اما  از جهت ابزارهای دیگر ارتباطی باید خلأ را پر کرد و برای آن چاره اندیشی داشت.

مرحله دوم زمانی بود که به مرور به اروپا کشیده شد. شرایط تغییر کرد و آنها ادعا کردند که در روزهای اول این بیماری را کنترل می کنیم. زمانی که آمار در کشور ایتالیا افزایش یافت، متوجه خطر جدی شدند؛ به همین دلیل دوز این ادعا را که گفته بودند بیماری قابل کنترل است را کاهش دادند و تنها به این موضوع اکتفا کردند که شرایط بهتر شده است و می توانیم بیماری را کنترل کنیم، اما به مرور از حجم انتقادات شان به چین و ایران کاستند.

در مرحله بعد شاهد بودیم که ترامپ با همه دست می دهند و از کرونا به عنوان ویروس چینی یاد می کند. پس از آنکه آمریکا هم دچار این بیماری کرونا شد، رسانه هایی که تا دیروز منتقد بودند، حتی رسانه هایی همچون سی ان ان(CNN) که در بسیاری از موارد هوادار طرز تفکر دموکرات ها است و انتظار می رفت که انتقادی شدیدی به ترامپ داشته باشد، مشاهده کردیم که روزهای اول انتقاد می کرد، اما زمانی که ویروس کرونا به شهرهایی از آمریکا همچون آریزونا، نیویورک و نیوجرسی رسید، حجم مبتلایان به شدت افزایش یافت و به مرور حجم انتقادات را کاهش دادند.

همچنین در روزهای اول که کرونا وارد اروپا و سپس به نیویورک رسیده بود، شاهد بودیم که واژه ای در توئیتر به نام «بومر ریموور» ترند شد. بومر، نسل پس از جنگ جهانی دوم را در آمریکا می گویند. بومر، انسان هایی هستند که سن شان بالا رفته است؛ بنابراین بومر ریموور یعنی پاک کننده پیران و افراد سن بالا. یعنی آنها خوشحال بودند که این ویروس این گروه از افراد سن بالا را که دیگر هیچگونه کار اقتصادی انجام دهند و مصرف کننده هستند و دولت ها باید به این ها هزینه بازنشستگی بدهند، از بین خواهد برد. البته این موضوع بومر ریموور یک موضوع بسیار ضد اخلاقی است که متأسفانه در روزهای ابتدایی شیوع ویروس کرونا در توئیتر ترند شد.

پس از مدتی متوجه شدند که موضوع بومر ریمور شامل پدران، مادران، مادربزرگ و پدربزرگ و حتی عزیزان سالخورده شان می شود، به همین دلیل دیگر این موضوع نه تنها در توئیتر ترند نشد، بلکه دیگر کسی به این موضوع نپرداخت و فلسفه غرب، فلسه اومانیسمی و فلسفه لیبرالیسمی که فقط لذت جویی فردی را ترویج می دهد، شکست خورد. 

تصاویر منتشره نشان از غرب وحشی بود

متأسفانه در بسیاری از کشورهای غربی شاهد بودیم که دستگاه های تنفس مصنوعی را از روی دهان بسیاری از افراد سن بالا برمی داشتند و حتی این گروه از افراد را به بیمارستان راه نمی دادند. این تصاویر منتشر شد. این موضوعات نشان داد که غرب چقدر وحشی است، همان غربی که فکر می کردیم به تمدنی دست یافته است، اما متوجه شدیم که اینطور نبوده و این غرب همان غربی است که در جنگ حهانی اول و دوم، صد میلیون نفر از یکدیگر را کشتند.

اگر نگاه کلی داشته باشیم متوجه می شویم که جنگ جهانی، واقعا جنگ حهانی نبود بلکه جنگی میان آلمانی ها، ایتالیایی ها، فرانسوی هه و انگلیسی ها بود و سپس روس ها و آمریکایی ها به آنها پیوستند و کشورهای دیگر در این جنگ نقشی نداشتند.

زمانی که کرونا در دو کشور چین و ایران شیوع پیدا کرد، رسانه های غرب به شدت انتقاد کردند و مدیریت بحران این دو کشور را زیر سوال بردند که در عصر کنونی مگر می شود، رویدادی رخ دهد که دانش بشری نتواند آن را کنترل کند. البته دانش بشری پیش از این، بیماری هایی همچون سارس ، آنفولانزای مرغی، آنفولانزای پرندگان و آنفولانزای خوکی را در کوتاه ترین زمان کنترل کردند و بر این تصور بودند که می توانند کرونا را هم کنترل کنند، اما زمانی که این بیماری در اروپا و آمریکا شیوع پیدا کرد، نگاه شان به این موضوع کاملا تغییر کرد و حجم انتقادات شان کاهش یافت.

ابتدا آنها ایران را متهم کردند، اما پس از مدتی متوجه شدند که ترامپ صراحتا اعلام کرده که سال گذشته ۴۰ هزار نفر بر اثر آنفولانزا جان خود را از دست داده اند و بسیاری ها معتقدند که این ۴۰ هزار نفر به ظاهر نامش آنفولانزا بود، اما در واقعیت شاهد بیماری کرونا بودیم که آنها حاضرنشدند فاش کنند.

** این تحرکات را از سوی رسانه های غربی علیه چین شاهد بودیم اما از طرفی شاهد توئیت هایی از سوی رسانه های چین بودیم که توانست مقابل این تحرکات رسانه های غربی بایستند. ما تا چه اندازه می توانیم چین را به عنوان کشوری موفق در این عملیات روانی معرفی کنیم و چه اندازه می توانیم از تجربیات آن ها استفاده کنیم؟

– ما در حوزه ارتباطات سیاسی واژه ای بنام مدیریت ادراک یا مدیریت برداشت داریم؛ در مدیریت ادراک زمانی که رسانه ها تمرکز داشته باشند، بنظر می رسد راحت تر می توانند اجرا کنند. چین در مدیریت ادراک نه تنها در موضوع کرونا بلکه در بسیاری دیگر از موضوعات موفق عمل کرده است.

امروز چین در موضوع کرونا توانست آن تصویری را بشکند که غربی ها قصد داشتند از چینی ها ارائه کنند.چین به خوبی توانست فرآورده های خبری تولید کند و در اختیار رسانه های بین المللی قرار دهد تا بتواند آن تصویرسازی که آمریکا می خواست از چین کرونا زده ارائه کند، به ترمیم آن بپردازد؛ بنابراین تا حدودی چین موفق عمل کرد، اما در این میان چنین پرسشی مطرح می شود که چرا چین ابتدا موضع انفعالی و سپس تهاجمی گرفت؟

نظریه ها در بحران ایجاد می شود

همه می دانیم نظریه ها در بحران ایجاد می شود و زمانی که حادثه ای رخ می دهد، تا کوچک بودن و فراگیر شدن موضوع، طبعا واکنش افکار عمومی، فعالان فضای مجازی و رسانه ها نسبت به آن کاهش می یابد، اما زمانی که این موج افزایش می یابد و به صورت فراگیر حتی از مرزهای ملی چین عبور می کند، طبعا میزان تولید فرآورده های خبری زیادتر می شود.

البته در ایران هم شاهد این اتفاق بودیم؛ در روزهای اول تولیدات فرآورده های خبری کم بود و به مرور با روند شیوع ویروس کرونا، میزان این تولیدات در توئیتر، فیس بوک، اینستاگرام و دیگر شبکه ها افزایش یافت. این یک موضوع طبیعی است.

همچنین چین کشور قدرتمندی است که نمی خواهد قدرتش را جار بزند؛ چراکه درهم تنیدگی اقتصادی سنگینی با غرب دارد، حتی درحوزه سیاسی هم شاهد این موضوع هستیم. برای مثال در مسأله تایوان، هنگ کنگ، کشوری با دو نظام پذیرفته شده همچون نظام سرمایه داری و مائوئیسمی است.

همچنین بخوانید:  یادداشت امروز کیهان/ اول صف و انتهای دو اردوگاه

و البته میزان پولی که چینی ها در خرید سهام آمریکا هزینه کرده اند، رقم بسیار افسانه ای است، به همین دلیل می گویند اگر چین بخواهد پولش را از بازارهای مالی آمریکا، خارج کند ممکن است آمریکا دچار تلاطم های سنگی شود؛ به همین دلیل میزان فشاری که غربی ها به چین دارند، این فشار علی رغم اینکه آن را دشمن خود در حوزه اقتصادی تلقی می کنند، اما چندان فشار سنگینی نیست.

برای مثال ایران با جمعیتی بیش از۸۰ میلیون است و ۲۶۴ شبکه فارسی زبان، از لوسانجلس، لندن و دیگر کشورها بر ضد جمهوری اسلامی برنامه پخش می کنند، این درحالی است که چین با بیش از یک میلیارد جمعیت، حتی یک شبکه ای را شاهد نیستیم که به چین فشار بیاورد و یا مردش را ترغیب کنند که بر ضد نظام چین دست به اقدامات گسترده بزنند، البته هنگ کنگ، تایوان، ماکائو و تبت را جزئی از چین نمی دانند.

۲۶۴ شبکه در حوزه جنگ نرم علیه ایران

متأسفانه علیه جمهوری اسلامی ایران ۲۶۴ شبکه در حوزه جنگ نرم از مسیر ارتباطات گسترده ارتباطات فراگیر فعالیت می کنند و  مییلون ها سایت و شبکه در فضای مجازی اقداماتی علیه ایران انجام می دهند. همچنین به صورت عملیاتی جاسوسی به کشور فشار می آورند و خرابکاری می کند و یا با عملیات نظامی بالاترین فرمانده را ترور می کند و در نهایت مسئولیتش را رئیس کاخ سفید یعنی رئیس جمهور آمریکا آن را می پذیرد؛ بنابراین دشمن و خباثت علیه جمهوری اسلامی متفاوت با دیگر کشورها است. در حوزه اقتصاد، تحریم های گسترده را اعمال می کنند، در حوزه سیاسی و دیپلماتیک اجازه نمی دهند رفتارهای دیپلماتیک صورت بگیرد. در حوزه مسائل فرهنگی شاهد انواع فشارهای فرهنگی، تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی هستیم؛ بنابراین رسانه های ایران باید کار سنگینی تری را نسبت به رسانه چین انجام دهند، زیرا آمریکا با سبک زندگی چینی ها مشکلی ندارد و حتی سبک زندگی دموکرات ها هم برایش مهم نیست. به همین دلیل موضوع ایران متفاوت از دیگر کشورهاست.

حتی آمریکا زمانی که با روسیه در موضوعات نظامی اختلاف نظر دارد، در مواقعی که بحران رخ می دهد، رسانه های غربی هجمه ای به مسکو وارد می کنند، اما زمانی که فروکش کرد، به عقب نشینی می پردازند، اما ایران سالهاست که زیر هجمه اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، تهدیدها نظامی و سایر مسائل است؛ بنابراین شرایط ایران متفاوت از دیگر کشورهاست.

ما باید علاوه بر تکنیک هایی که از دیگر کشورها یاد می گیریم باید فعالانه تر برخورد کنیم و دانش خود را در حوزه دیپلماسی عمومی افزایش دهیم و در نهایت دیدگاه خود را در حوزه تصویرسازی مناسب از جمهوری اسلامی از ایران بالا ببریم. ما باید به عنوان کسانی که در ایران زندگی می کنیم، این مسأله برای مان روشن شود و طبعا تکنیک ها و شگردها موضوعاتی است که می توان آن را آموزش داد و استفاده کرد.

**ارزیابی شما از فعالیت های ایران برای تأثیرگذاری در اخبار عمومی بین الملل چیست و تا چه اندازه توانسته عملکرد خوبی داشته باشد؟

– متأسفانه عموم رسانه های فراگیرمان همچون شبکه های تلویزیونی صداوسیما، توسط غربی ها قتل عام شدند. یعنی ما را روی امواج مختلف حذف کرده اند و اجازه نمی دهند که صدای مان به دیگر کشورها برسد. همچنین اروپایی ها و آمریکایی ها نمی گذارند دیش روی پشت بام ها گذاشته شود، بلکه آنها از روش شبکه های کابلی استفاده می کنند. انگلیس، فرانسه و آمریکا به ما اجازه ندادند که وارد سیستم کابلی آنها شویم، چون صحبت های ما را مغایر با اندیشه های شان می دانند. همچنین کسانی که در ایران فعال هستند، در رسانه ها عموما به زبان فارسی توئیت می کنند و در زبان فارسی فعال اند.

ارائه تصاویر منفی از ایران توسط غرب

البته ما سه گروه رسانه داریم؛ گروه اول رسانه هایی هستند که به تصویرسازی از ایران برای ایرانیان می پردازند که می توانیم به شبکه هایی همچون من و تو و بی بی سی فارس بپردازیم که وابسته به قدرت های غربی هستند و به ارائه تصویر منفی از ایران می پردازند.

گروه دوم رسانه هایی هستند که از ایران برای خارج از کشور تصویرسازی می کنند، این گروه از جمله گروه های رسانه ای ایرانی هستند که روی شبکه ماهواره های مختلف و گروه دیگر شبکه های بین المللی همچون سی ان ان(CNN) فعالیت می کنند.

این گروه عموما تصویری از ایران ارائه می دهند که در چارچوب نظام سلطه است و ارائه تصویر منفی از ایران می پردازند؛ اگر این گروه بخواهند تصویر مثبتی از ایران به جهان ارائه کنند که خودشان زیرسؤال خواهند رفت که چرا ما را سال ها در تحریم های گسترده قرار داده اند. همچنین برخی از کارشناسان و مقامات آنها که به ایران می آِند، حاضر نیستند به ارائه نکات مثبت از ایران در رسانه های شان بپردازند و حتی اگر خبرنگار این نکات مثبت را بازگو کند، مرکزیت آن رسانه، موضوع را پخش نخواهد کرد.

زمانی که خبرنگار فاکس نیوز به تهران می آید، سعی می کند پلاتوهای خود را در خرابه هایی از شهر بگوید و حاضر نیست که قسمت های مثبت شهر را نشان دهد. متأسفانه هنوز جوامع غربی بر این تصور هستند که خانم ها در ایران اجازه تحصیل و اجازه رأی ندارند و زمانی که به بازدید از دانشگاه، مراکز پژوهشی و خبری می پردازند، متوجه می شوند که تا چه اندازه ذهنیت شان نسبت به ایران تفاوت دارد.

گروه سوم رسانه هایی هستند که از کشورهای خارجی برای ایران تصویرسازی می کنند،  یعنی سعی دارند از کشورهای خارجی یک مدینه فاضله و بهشت برین را برای مردم ایران ترسیم کنند.

همیشه غربی ها داور بودند و ما امتحان می دادیم و آنها ایرادهای ما را به رخ مان می کشاندند، اما امروز با شیوع ویروس کرونا المپیک جهانی و کنکور سراسری برگزار شد که همه کشورها مقابل کرونا قرار گرفتند و اتفاقا در مقابله با کرونا ایرانی ها بهتر از غربی ها عمل کردند، زیرا ایران دارای نظام قدرت بسیج کنندگی است.

امروز ما به مرحله ای رسیده ایم که کیت صادر می کنیم و درحوزه پزشکی کرونا را کاهش داده ایم. همه این موضوعات نشان می دهد که اگر بحرانی در جهان رخ دهد و همه کشورها در شرایط برابر قرار می بگیرند، نحوه مدیریت ایران بهتر از آنها خواهد بود.

در بیمارستان های ایران شاهد بودیم که دستگاه تنفس را روی دهان پیران می زدند چراکه معتقد بودند قدرت مقابله آنها به دلیل کهولت سن شان پایین است؛ بنابراین ما از جهت اخلاقی عملکرد بهتری داشتیم، از لحاظ توان پزشکی و مدیریتی به خوبی اقدام کردیم و حتی توان رسانه ای مان بد نبود. ایران به نسبت کشورها همیشه دسترسی به کالای مورد نظرشان داشتند و با هیچ مشکلی روبرو نبودند درحالی که در غرب شاهد تلاطم و هجوم مردم به فروشگاه ها بودیم.

**به لحاظ رسانه ای چطور؟

– در همین شرایط ما یک سری رسانه های همسو داریم، رسانه هایی داریم که منصف هستند و بسیاری از واقعیت های ایران از طریق آ«ها منتشر می شود. همچنین در حوزه مکتوب هم وضعیت خوبی داریم و برخی از خبرگزاری ها در ایران به زبان های دیگر کار می کنند و به انتشار گزارش های خبری خود به زبان های دیگر می پردازند.

پیام ایران به گوش جهانیان می رسد

البته خوشبختانه پیام ما به دلیل تازگی بودن، گوش های شنوای زیادی در میان کشورهای غربی دارد. در میان کشورهای غربی، تعدادی از اندیشمندانی هستند که خودشان با ایران ارتباط گرفتند و سعی دارند تصویر منصفانه ای از جمهوری اسلامی نشان دهند. این اندیشمندا از کشورهایی همچون آمریکا، فرانسه و دیگر کشورهای غربی است؛ بنابراین ما برای رساندن صدای مان به جهان مشکلی نداریم که اگر مشکلی وجود داشت، صدای ما در هیچ کجای عالم شنیده نمی شد، در حالی که امروز این صدا شنیده می شود.

همچنین حوزه مقاومت و رسانه های وابسته به مقاومت یا همسو امروز به یک بالندگی خوبی رسیده اند. با وجود آنکه شریان حیاتی رسانه های بین المللی در اختیار صهیونیست هاست، اما زمانی که صهیونیست ها به غزه حمله می کنند، شاهد تظاهراتی در پایتخت های اروپا هستیم. این اطلاعات را چنین رسانه هایی منتشر می کنند و شاید آنها چندان گسترده نیستند و شاید رسانه المنار به اندازه سی ان ان(CNN) در همه جا منتشر نشود، اما به دلیل آنکه صدای به حقی بوده و مبتنی بر استدلال و منطق است، توانسته مطالبی را به سایر دنیا عرضه کند و هوادارانی داشته باشد.

همچنین بخوانید:  برای استاد حسن عباسی

همچنین گاهی توئیت هایی در ایران زده می شود که آنها این توئیت ها را بازتولید می کنند، یعنی آن را ترجمه می کنند و در اختیار دیگران قرار می دهند. آنها خودشان مخاطبان فراوانی دارند؛ علی رغم تلاش های نظام سلطه برای محصور کردن ما در حوزه رسانه ای، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی  و اجتماعی، اما موفق نبودند و هر روز شاهد پیشرفت هایی از سوی ایران هستیم.

در حوزه اقتصادی تلاش کردند تا با تحریم های گسترده اقتصادی ما را شکست دهند اما امروز در خیابان های تهران شاهد ماشین هایی با مدل ۲۰۲۰ هستیم.

ضرورت آموزش نیروی انسانی 

البته ما باید در حوزه رسانه ای، آموزش نیروی انسانی را در صدر قرار دهیم که متأسفانه این اتفاق نیفتاده است. امروز چه بخواهیم و چه نخواهیم، رسانه هایی که در شبکه های مجازی به تصویرسازی می پردازند، تأثیرگذاری شان از مقاله چند صفحه ای بیشتر است؛ بنابراین ما باید به سمت آموزش صدا و تصویر برویم.

همچنین ما باید ماهواره مستقلی داشته باشیم و تا زمانی که وابسته به ماهواره هایی باشیم که صاحبانش آمریکایی ها، سعودی ها، مصری ها و اتحادی اروپا باشند، اگر حرفی بزنیم که باب میل آنها نباشد، ما را حذف خواهند کرد، علی رغم اینکه ادعای جریان آزاد اطلاعاتی را دارند.

بنابراین ما باید در چند حوزه سرمایه گذاری بیشتری داشته باشیم که می توان به تربیت نیروی انسانی و ماهواره مستقل اشاره کرد. همچنین ما می توانیم با چند کشور به طور مشترک ماهواره مشترک داشته باشیم.اگر نتوانیم در این حوزه ها سرمایه گذاری داشته باشیم، در دنیای آینده که دنیای ارتباطات است، نمی توانیم موفقیت زیادی بدست بیاوریم.

** پیشنهاد شما برای ارتقای رسانه ها چیست؟

– در دهه دوم قرن بیستم زمان و مکان حذف می شود و یکی از دلایل مؤثر واقع شدن گوشی های هوشمند، حذف مکان و زمان است. یعنی شما در هر جایی که بخواهید می توانید از آن استفاده کنید.

یکی از موضوعاتی که ما باید نسبت به آن توجه کنیم، تولیدات و محتوای مناسب است. یعنی ما باید بتوانیم تولیدات مناسبی داشته باشیم که بتوانیم آن را در بستر اینترنت به پخش برسانیم. زمانی که ما مولد نباشیم، تبدیل به مصرف کننده خواهیم شد. امروز شاهد میزان بسیاری از فورواردها هستیم و میزان تولیدات مان در فضای مجازی کم است.

امروزه بنظر می رسد طنز و جوک در سبد تولیدات فضای مجازی بالاترین حد را دارد  و این امر نمی تواند به افزایش دانش کمک کند. ما باید به آموزش و تولید تصویرسازی مناسب در فضای مجازی بپردازیم. صدا، تصویر و متن توأمان باید در مراکز آموزشی و دانشکده ها آموزش داده شود و با پاس کردن دوواحدی از سوی دانشجویان، دردی را درمان نمی کند.

**آیا روابط دیپلماتیک به دلیل شیوع ویروس کرونا تغییر کرده است؟

– دیپلماسی سنتی امروز تغییر نیافته است. اگر در روزگاری رئیس جمهور آمریکا صحبت می کرد، بیش از یک هفته طول می کشید تا صحبت های او به ایران می رسید تا رئیس جمهور ایران نسبت به آن صحبت ها واکنش نشان دهد. با شکل گیری سی ان ان(CNN)، رسانه های قدرتمند لحظه به لحظه به پوشش زنده سخنرانی ها حتی سخنرانی رئیس جمهور می پردازند. این اتفاقات تا پیش از کرونا بود و با شیوع ویروس کرونا تا اندازه ای شاهد کاهش ترددها هستیم. البته آقای ظریف به دلیل حساس بودن موضوع به سوریه رفت، اما به هرحال باید زندگی کنیم و نمی توان رفت و آمدهای دیپلماتیک را تعطیل کرد.

نقش برجسته رسانه ها در ایام کرونا

همچنین در این میان رسانه ها نقش برجسته ای دارند. تا دیروز چند کارشناس در استودیو دور هم جمع می شدند اما امروز به دلیل شیوع ویروس کرونا محدودیت هایی را شاهد هستیم که از طریق شبکه های اجتماعی، تا اندازه ای محدودیت ها را کاهش داده ایم. البته در ایام پساکرونا کارکرد شبکه های اجتماعی بسیار گسترده تر خواهد شد.

علاوه بر این موضوع در پساکرونا اتفاقات دیگری هم خواهد افتاد، یعنی تا الان فکر می کردیم که امنیت دسته جمعی مهم است اما امروز متوجه شدیم اگر اتفاقی رخ دهد، کشوری همچون آلمان مرزهایش را خواهد بست تا ابتدا خود را درمان کند و سپس به درمان فرانسه و ایتالیا برود.

جهانی شدن به سبک و سیاقی که طی دو دهه گذشته بود، بسیار فروکش می کند، البته هم اکنون ترامپ فاتحه جهانی شدن را خوانده است، اما یکی از مسائلی که اتفاق می افتد این بوده که پس از کرونا شاهد واگرایی در اروپا باشیم. بنظر می رسد حوزه دیپلماسی به دلیل شرایط و تنوعی که در فناوری های ارتباطی ایجاد شده حتما دستخوش تغییرات می شود و حتی ممکن است تصمیم گرفته شود که در برخی از کشورها، سفارتخانه نداشته باشیم. البته  هم هزینه ها کمتر می شود و هم رفت و آمدها کاهش می یابد اما  از جهت ابزارهای دیگر ارتباطی باید خلأ را پر کرد و برای آن چاره اندیشی داشت. به هرحال باید انتظار تحولی در حوزه دیپلماسی میان کشورها از جهت ابزاری باشیم و از جهت محتوایی هر کسی دیپلماسی خاص خودش را دارد و در چارجوب منافع ملی خودش عمل می کند.

**البته تا کنون شاهد تغییر محتوای دیپلماسی تا اندازه ای هستیم.

–  طی چهارماهه گذشته ۳۰۰ هزارنفر بر اثر کرونا فوت کردند اما نکته ای که مهم است این بوده که نزدیک به ۵۰۰ هزار نفر خودکشی کرده اند و یا سالانه ۱۶ هزار نفر در جاده های ایران جان خود را از دست می دهند و یا حتی تعداد بسیاری افراد بر اثر ایدز فوت می کنند و یا تعداد سقط های جنین ، چند برابر قربانیان کرونا است و یا شاهد تعداد گرسنگان بسیاری در سطح جهان هستیم، چرا اینها گفته نمی شود و جامعه روی این موضوعات حساس نیست. در پاسخ باید گفت که چون هم اکنون همه نورافکن ها روی کروناست؛ بنابراین فکر می کنیم که مهم ترین موضوع روز کروناست.

رسانه ها کرونا را برجسته کرده اند

این نورافکن رسانه روی موضوع کرونا قرار گرفته است. برای مثال با وجود آنکه شاهد شیوع ویروس کرونا هستیم، اما اتفاقات دیگر در کشور رخ می دهد، یعنی طی این مدت در عراق مجلسش شکل گرفته است و شاهد بسیاری از مسائل سیاسی هستیم و حتی  روابط با سایر کشورها همچون چین و مسکو شکل می گیرد و گفتگوهایی در حوزه امنیتی، اقتصادی و سیاسی شاهد هستیم اما همه این موضوعات در رسانه ها منتشر نمی شود و رسانه ها موضوع کرونا را برجسته کرده اند.

ابتدا زمانی که کرونا در چین شیوع پیدا کرد، یکی از دستورالعمل های رسانه های غربی در مواجهه با کرونا این بود که چین هراسی کنند، زیرا در چارچوب امنیت ملی آمریکا، چین یکی از تهدیدکنندگان امنیت ملی آمریکا به شمار می رود؛ بنابراین باید این موضوع را بهانه می کردند و به تحقیر چین می پرداختند.

مثال دیگری می زنم، در جلسات هیأت دولت موضوعاتی همچون ارز، خودرو، کنترل مرزها و دیگر مسائل مطرح می شود اما این موضوعات بازتاب رسانه ای پیدا نمی کند و بیشتر موضوع کرونا و مباحث مربوط به کرونا منتشر می شود. در نهایت اینکه رسانه ها موضوع کرونا را برجسته سازی کرده اند و بیشتر به انتشار اخبار مربوط به کرونا می پردازند.

انتهای پیام/